بيانيه مجاهدين انقلاب - شاخه کردستان درباره مرگ ابراهیم لطف الهی
مدعيان اصولگرايي براي سرپوش گذاشتن بر ناكارآمدي شديد و همه جانبه خود در اداره امور جامعه، سياست "مشت آهنين" را جايگزين شعار اوليه "مهرورزي" كرده اند.
بیانیه سازمان مجاهدين انقلاب - شاخه کردستان در یکشنبه ۳۰/۱۰/۱۳۸۶
مردم شريف كردستان!
خبر تاسف بار مرگ مشكوك و ابهام برانگيز مرحوم ابراهيم لطف الهي دانشجوي رشته حقوق دانشگاه پيام نور در بازداشتگاهي درسنندج، موجي از اندوه و غم جانكاه را در سطح استان و كشور ايجاد نموده است. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران - شاخه كردستان ضمن تسليت به خانواده آن مرحوم، دانشجويان و مردم شريف كردستان، مواردي را جهت تنوير افكار عمومي و در راستاي دفاع از حقوق انساني هم ميهنان و تكريم حقوق شهروندي به اطلاع عموم مي رساند:
متن پیام تسلیت کانون مدافعان حقوق بشر

پیام ارسالی کانون برای مراسم ختم مسجد ادب سنندج در دوشنبه ۱/۱۱/۱۳۸۶
به نام خداوند جان و خرد
خبر اندوه بار و دردناک مرگ مشکوک دانشجوی دانشگاه سنندج «زنده یاد ابراهیم لطف الهی» بار دیگر موجبات نگرانی تمام مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور را فراهم ساخت.
عدم توضیح قانع کننده ی مسئولین امر در مورد نحوه ی شکل گیری رخداد، عدم تجویز انجام آخرین دیدار پدر و مادر سوگوار با فرزند جوان خود و خاکسپاری عجولانه ی جسد آن مرحوم توسط برخی از نیروهای امنیتی همه و همه نشان از وقوع حادثه ی تلخی است که عده ای قانون شکن سعی می کنند بر آن سرپوش گذارند.
کانون مدافعان حقوق بشر ضمن عرض تسلیت به پدر و مادر و کلیه ی شهروندان به ویژه خواهران و برادران کرد و دانشجویان سراسر کشور، خود را در این غم و اندوه جانکاه شریک دانسته و از مسئولان امر مصرّانه می خواهد که با تشکیل کمیته ی حقیقت یاب از افراد متبحّر و بی طرف و پزشکان معتمدِ دانشگاه و خانواده ی آن مرحوم، نسبت به تعیین علت مرگ و در صورت قصور یا تقصیر شخص یا اشخاص مسئول، معرّفی مسبّبین یا مباشرین- در هر مقامی که باشند- و نهایتاً محاکمه ی آنان به طور علنی در دادگاهی صالح، اقدام تا گامی در جهت جلوگیری از تکرار این قبیل حوادث تلخ برداشته شود.
کانون مدافعان حقوق بشر
سی ام دیماه ۱۳۸۶
کمال حسینی

چگونه می شود که مسولان ستاد خبری سنندج، پیش از مراجعه به پزشکی قانونی به همراه خانواده ی دانشجو و یا حداقل نشان دادن جسد ابراهیم به خانواده اش و انجام مراسم های تشییع و تدفین، اقدام به دفن او می نمایند آنهم بدون حضور حتی پدر و مادرش؟
برای مرگ ابراهیم لطف الهی، دانشجوی بازداشتی، در سه شنبه ۲۵/۱۰/۱۳۸۶
عصر روز پنج شنبه برای انجام کاری بیرون رفته بودم، در راه برگشت، سرما آنچنان آزارم می داد که ناگزیر قبل از رسیدن به خانه، به فکر افتادم که جایی را پیدا کنم تا خود را کمی گرم کنم، چون به خانه هم اگر می رسیدم فایده ای نداشت زیرا که در خانه گازمان از صبح قطع شده بود. با همین فکر راه می رفتم که کافی نتی را سر راهم دیدم، بدون تأمل وارد شدم تا هم خود را گرم کنم و هم سری به چند سایت بزنم. در حالیکه می رفتم تا بر پشت دستگاهی که خالی بود بنشینم، متوجه شدم که کافی نتیها هم از قطعی گاز و سرما می نالند. به هر جهت ماندن در آنجا و بازدید از چند سایت را بر سرمای بیرون ترجیح دادم و مشغول شدم. انگشتانم تحت تأثیر سرما به سختی می توانستند شستی های روی صفحه کلید را برای تایپ آدرس صفحات وب بفشارند. هنوز سرما از "تنم" در نرفته بود که "جانم" نیز به لرزه افتاد، و اینبار نه به خاطر سرمای هوا بلکه از فرط سردی خبری که گویا چند دقیقه ای بود روی پیشخوان سایتها آمده بود. خبری با این عنوان: "ماتمی دیگر برای جنبش دانشجویی: مرگ مشکوک ابراهیم لطف الهی، دانشجوی بازداشتی، در سنندج".
با دیدن این خبر دیگر توان ماندن در چهار دیواری کافی نت را نداشتم، مایل بودم که در فضایی باز هر چند سرد، خلوت گزینم. در حالیکه پیاده روهای سرد و یخ زده را با اندوه و افسوس طی می کردم، مرگ های مشابهی از این دست را با خود مرور میکردم؛ مرگ مشکوک فعال دانشجویی اکبر محمدی و نیز مرگ در حین بازداشت دکتر زهرا بنی عامری. در این هنگام به فکر افتادم که صحت خبر و جزئیات حادثه را از دوستان دانشجویم در سنندج جویا شوم، که البته آنان همگی وقوع خبر را تأیید کردند. همچنین برای اطمینان بیشتر از دوست بزرگوارم دکتر نیکبخت، که وکیل خانواده این دانشجو هم هستند، چگونگی وقوع حادثه را پرسیدم. که ایشان اینگونه توضیح دادند:
تخلفات انتخاباتى را به "كميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه" اطلاع دهيد

اطلاعیه کانون مدافعان حقوق بشر در چهارشنبه ۲۶/۱۰/۱۳۸۶
ملت شريف ايران
اكنون كه مراحل اجرايى انتخابات مجلس هشتم آغاز شده است، كميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم وعادلانه از همه مردم آزاده ، روشنفكران ، حقوقدانان، روزنامه نگاران و دانشجويان در سراسر كشور دعوت مى كند تا موارد نقض حقوق فردى واجتماعى و تخلفات انتخاباتى را همراه با شواهد معتبر و قابل ارائه به اطلاع اين كميته برسانند.
همچنين از همه كسانى كه اقدام به ثبت نام جهت نامزدى نمايندگى مردم كرده و رد صلاحيت مىشوند خواهشمند است كليه مستندات و مكاتبات مربوط به دلايل هيئتهاى اجرايى و نظارتى براى رد صلاحيتشان و دلايل معارض آن را به اين كميته ارسال كنند.
شماره نمابر: ۰۰۹۸۲۱ ۸۸۶۰۶۹۲۰
پست الكترونيكى: ecommitte@yahoo.com
کمال حسینی*

این سخن مشهور است که "حقوق بشر همزاد با پیدایش انسان بوده و با او به وجود آمده است" و یا "حقوق بشر مجموعه حقوقی است که از بدو تولد تا پس از مرگ به انسان به صرف انسان بودنش تعلق می گیرد". اما اگر به جامعه ایرانی دهه 60 نگاهی بیاندازیم و بیشتر به آنانی که در آن سالها پای به این دنیا گذاشته اند، درمی یابیم که اینان چقدر از این حقوق برخوردار بوده اند! با مرور سالهای قبل از انقلاب می فهمیم که از رعایت حقوق بشر در آن دوران هم خبری نبوده و لیکن اصلی ترین دغدغه در این دوران دسترسی به این حقوق بوده است. شروع نهضت و جنبش های متعدد مردمی برای نیل به همین آرمان های حقوق بشری (اصل استقلال و آزادی) بود. همین خواست یکپارچه ملت ایران منجر به انقلابی بزرگ شد و اینبار مردم با امید به فردایی روشن، به انتظار نشستند تا پس از آرایش و چیدمان سیاسی کشور و تشکیل دولتی مقتدر و قانون مدار توسط بزرگان انقلاب، شاهد برقراری و استقرار قانون باشند. اگر چه این مهم چند صباحی به این وضع بود، اما با شروع جنگ از دو جهت راه برای فرار از قانون توسط حاکمیت باز شد؛ اولی شرایط نابسامان جنگ که همزمان راه را به روی دموکراسی و محوریت قانون سد میکند و دومی حضور افرادی اقتدارگرا در بدنه تشکیلات حکومتی که اساسا از قانون گریزان بودند. همین کافی می نمود که جامعه نیز به دلیل شرایط خاصی که از بروز جنگ پیش آمده بود، از عدم حاکمیت قانون استقبال کند و چندان دغدغه ای برای احقاق آرمان های حقوق بشریش نداشته باشد.

کمال حسینی

مجموعه این اقدامات بشر دوستانه ی کرفتویی ها بود که در روزهای اخیر اربابان قدرت مطبوعات استان را بر آن داشت تا در برخوردی غیر منصفانه امتیاز "کرفتو" را به بهانه عدم انتشار به موقع هفته نامه، طی حکمی لغو کنند. این بود که بار دیگر نام "کرفتو" به انحصار "غارش" درآمد تا دوباره یکه تاز میدان سکوت و تاریکی، همان "غار کرفتو" باشد.
برای لغو امتیاز هفته نامه کرفتو : در پنج شنبه ۶/۱۰/۱۳۸۶
از دیرباز نام "کرفتو" را که می شنیدیم، غار حدفاصل سقز – دیواندره واقع در استان کردستان در ذهن ما تداعی می شد. اما چندی بود که یاران ما در سنندج قبول زحمت کرده و هفته نامه ای با این نام منتشر می کردند که کم کم جایگاه واقعی یک نشریه حرفه ای و خواندنی را در بین مردم پیدا کرده بود. "کرفتو" با رویکردی انتقادی که اتخاذ کرد، داشت وصله دیگر و تاریخی خود را از یادها کنار میگذاشت تا که اینبار با عنوان "نشریه ای مستقل برای ملتی فرهیخته" در میان افکار عمومی خودنمایی کند. ظاهرا همین هیئت حاکم بر مطبوعات و نیروهای امنیتی استان را بر آن داشت که هرازگاهی به بهانه پاره ای توضیحات "اصحاب کرفتو" را احضار و تهدید (مدیر مسوول آن) و یا بازداشت (ئاکو کردنسب و کاوه جوانمرد) کنند تا بلکه بتوانند کرفتویی ها را از نوشتن بازدارند و همچون "اصحاب کهف"، آنان را ولی در "کرفتو" به خوابی طولانی فرو برند!