کمال حسینی

واقعیت های اجتماعی و سیاسی درون و بیرون ایران نشان می دهد که امروز نه تنها توصیه های "امام خمینی" عملی نمی شوند بلکه بیشتر از هر دوره ای اهداف انقلاب و توصیه های رهبر آن کنار گذاشته شده اند. هر چند که مسولان دولتی و حامیان آنها خبر از "بازگشت به خط امام" را به دفعات تکرار کرده اند و رقیبان را متهم به فاصله گرفتن از افکار و اندیشه های "امام خمینی" می کنند، لیکن عملکردهای دولت نهم در سه سال اخیر و تأثیر آن بر جامعه ایران به گونه ای است که نمی توان از دید هیچ ناظری پنهان کرد.
این یادداشت در آستانه سالگرد وفات "امام خمینی" و به مناسبت شرکت "محمود احمدی نژاد" در اجلاس "فائو"، در پنجشنبه ۱۶/۳/۱۳۸۷ نوشته شده است.
نوزده سال پیش که "امام خمینی" این سرای فانی را به قصد دیار باقی ترک نمود، ده سال از رهبری ایشان بر حکومتی اسلامی که پایه های آن را خود به کمک مردم بنا نهاده بود، می گذشت. امام خمینی در همه آن دوران برای برپایی همه جانبه حکومت اسلامی و استقرار حاکمیت مردم در تلاش بودند و در همان راستا دست به اقدامات مهمی زدند؛ اعلام حکومتی با عنوان "جمهوری اسلامی" در سال 57 سرآغاز حیات سیاسی جدیدی برای ایران بود که "امام " با اعلام آن خواستند "جمهوریت" را همسان با "اسلامیت" بر جامعه استبداد زده ایران پیاده کنند. به دنبال آن تشکیل شورای انقلاب، روی کار آمدن دولت موقت و پس از آن دولت های دیگر، تدوین و تصویب قانون اساسی، تشکیل مجلس شورای اسلامی، پیشگیری از درگیریها و شورش های داخلی و مقابله با خطر تجزیه، دفاع در برابر تجاوز بیگانه از میهن، تلاش برای کسب وجهه در جامعه جهانی و از همه مهمتر پاسخگویی در حد امکان حکومتی نوپا، به نیازها و خواست های مردم (در رأس آن استقرار حاکمیت مردم و بهبود رفاه، امنیت و آزادی آنان) که برای آنها انقلاب کرده بودند و ... اقداماتی بودند که در طول دهه آغازین انقلاب به آنها پرداخته شد.
همه این اقدامات و بسیاری دیگر نیز صورت گرفت تا بیش از هر چیز به خدمت تنها خواستی که مولود آن یک انقلاب بزرگ و مردمی بود، گرفته شود. اینکه انتطار آن باشد در این دوره اندک (که هشت سال آن کشور درگیر جنگ بود) ما شاهد استقرار یک نظام ایده آل و مردمی باشیم و جامعه به همه این غایات مهم برسد، شاید اندکی به دور از انصاف اندیشیده ایم. چیزی که شخص "امام خمینی" نیز به خوبی بر آن واقف بودند: "اینجانب هیچگاه نگفته و نمی گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می شود".(1)
کمال حسینی

یک راننده تاکسی: " ما باید بدانیم آنچنان که انتخاب این مسولان وظیفه ماست، پیگیری و نظارت بر عملکردشان و اعتراض و انتقاد از آنان نیز از وظایف ماست. آنچنان که آنها به هنگام انتخابات از ما انتظار دارند که مشارکت کنیم و دوست دارند انتخابشان کنیم باید همانطور هم بپذیرند که آنها فقط در برابر ما مسولند و باید پاسخگوی ما باشند. اینان برای ما می روند و هر کاری می کنند باید ما را از یاد نبرند".
این یادداشت در پایگاه اینترنتی نیروهای ملی مذهبی و خبرنامه گویا و سایت خبری دسترنج در سه شنبه ۱۴/۳/۱۳۸۷منتشر شده است.
در حالی که چانه زنی ما بر سر کرایه تاکسی به اوج خود رسیده بود، یک مرتبه راننده گفت: "شما مردم فقط زورتان به مای ضعیف میرسد، همه قیمت ها یک شبه بالا می روند شما حرفی نمی زنید، ما که حق خودمان را می خواهیم بر سرمان داد می زنید".
راننده این را که گفت، تصمیم گرفتم که بیشتر از این باهاش بحث نکنم و سوار شوم. از ابتدای مسیر تا رسیدن به مقصد که دانشگاه بود و ربع ساعتی طول کشید، این راننده از دلخوری هایش برای من سخن گفت. من هم که البته زیاد مخالف با او نبودم (مگر در مواردی که حرفش را به چاشنی عصبانیت و احساس آمیخته می کرد) به غیر از گوش دادن کاری نکردم.