اس ام اسی برای تحلیل وضعیت ایران

کمال حسینی: وقتی زنگ تلفن همراهم به نشانه آمدن اس ام اس به صدا درآمد و به صندوق پیام های ورودی مراجعه کردم، متن زیر روی صفحه آن ظاهر شد. پس از خواندن این پیام برای لحظه ای مجبور شدم برای فهم آن از حافظه ام یاری بگیرم و درس هایی را که در دوره ابتدایی خوانده بودم، به سختی با خود مرور کنم. پاسخی که برای جمله آخر این اس ام اس دنبالش بودم، در مقایسه متن فعلی با خوانده های آن زمان یافتم. تغییر از دو جنبه آشکار بود؛ یکی تغییر در زمان، که این البته دو دهه بیش نبود و دیگری تغییر در صفت، که این دگرگونی طی دو برهه در صفات و رفتار فاعلان یک داستان ایجاد شده بود. آنگاه هدف نگارنده این پیام را در ارتباط با این دو عامل و شرایط و فضای حاکم بر ایران و ایرانی را در دو بازه زمانی، با خود به تحلیل نشستم...
متن اس ام اسی که برای اینجانب ارسال شد در ۲۰/۱/۱۳۸۷
" دهقان فداکار پیر شده است.
چوپان دروغگو عزیز شده است.
شنگول و منگول گرگ شده اند.
کوکب، حوصله مهمون رو نداره.
کبری تصمیم گرفته دماغ شو عمل کنه.
روباه و کلاغ دستشون تو یک کاسه است.
حسنک گوسفنداشو ول کرده و توی یک شرکت آبدارچی شده.
آرش کمانگیر معتاد شده.
شیرین، خسرو و فرهاد رو پیچونده و با دوست پسرش رفته اسکی.
رستم و اسفندیار اسب هاشون رو فروختند و با موتور میرن کیف قاپی.
راستی چی بر سر ما ایرانی ها آمده ؟ "
شما هم پاسخ و نظرتان را درباره این اس ام اس در بخش نظرات بنویسید.